شنبه 6/2/93
سلام سلام سلام
پسر گل مامان سلام
دیروز که مامان از سرکار اومد طبق معمول شما رو از خونه ی مامانی برداشتم و رفتیم خونه خودمون البته بابایی مهربون زحمتش رو کشید ما که همیشه شرمنده زحمات بابایی هستیم. رفتیم خونه و بعد از اینکه یه شیر حسابی خوردی خوابیدی و مامان هم هرچقدر تلاش کرد تا یه چرتی بزنه نشد که نشد .خلاصه تا اومدن بابایی شما خوابیده بودی و همین که بابا جون زنگ خونه رو زد بیدار شدی و کلی با دیدن بابا ذوق کردی و مشغول بازی با بابا جون و من هم تونستم تو این مدت یه کم به کارام برسم.
شب هم طبق عادت معمولت دیر خوابیدی ساعت دوازده بود و نمیدونم که چرا اینقدر دیشب بد خواب شده بودی و همش تو خواب نق نق می کردی
صبح هم تا بقلت کردم از خواب بیدار شدی تا خونه مامانی هم شیر خوردی و وقتی گذاشتمت پیش مامان حسابی شاد و شنگول بودی.
پسر گلم دوستت دارم تا بی نهایت و بدون که تمام زندگی مامان و بابا هستی
و اما چند تا عکس خوشگل از آقا پسری
این از مدل جدید خوابیدن پسری




این عکس ها هم مربوط میشه به دیشب و آراد در حال بازی و جستجو در خانه







شنبه 6/2/93 
